الشيخ رسول جعفريان
211
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
از حوزهء حكومتى ابن زياد را ، كه فاسقى جسور بود ، داشته است . امام مطمئن بود كه حتى در صورت عدم بيعت ، خود يزيد نيز او را خواهد كشت و منطقى نيست كه عمدا قصد رفتن به شام را داشته باشند . يزيد خود به وليد نوشته بود : « و ليكن جوابك إلىّ رأس الحسين » . « 1 » هر چند وليد نمىخواست به دست خود امام را به قتل رساند ، و لذا بعدا هم از كشتن امام اظهار ناراحتى كرد . « 2 » بنابراين نمىتوان پذيرفت كه حتى اگر امام چنين سخنى را گفته ، قصد بيعت داشته و يا اصلا قصد رفتن به شام را داشته است . زمانى كه امام براى حر توضيح داد كه فقط بعد از رسيدن نامههاى كوفيان بوده است كه به اين سمت آمده ، حرّ پاسخ داد كه از نامهها اطلاعى ندارد . وقتى نامهها را در مقابل او نهادند ، او باز اشاره كرد كه وظيفهء او بردن به سمت كوفه است . امام حاضر به رفتن به سمت كوفه نشد و راه حجاز را در پيش گرفت . « 3 » در اين وقت سپاه حرّ مانع گرديد . آنها توافق كردند راه ميانهاى انتخاب كنند ؛ راهى كه نه به سمت كوفه و نه حجاز باشد ، لذا راهى منطقهء العذيب شدند . « 4 » در همين نقطه طرماح بن عدى از امام خواست تا راهى جبال طىّ شوند . اما سايهء سپاه حرّ و تعهد امام در مورد رفتن به سمت عذيب ، مانع از پذيرش خواست ابن عدى شد . « 5 » در طول مسير امام مىكوشيد تا راه خود را به سمت باديه كج كند و خود را از كوفه هر چه دور تر نگه دارد ؛ اما حر مانع از چنين كارى مىشد تا اين كه به قصر بنى مقاتل رسيدند و از آنجا تا نينوى پيش رفتند . « 6 » در اين منطقه بود كه از سوى ابن زياد دستور توقف به دست حرّ رسيد : « و لا تحلّه إلا بالعراء على غير خضر و لا ماء » « 7 » ، او را تنها در بيابان خشك و بىآب و علف نگه دار . در اين نقطه چند تن از شيعيان كوفه
--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 26 جوابت براى من سر حسين بن على باشد . ( 2 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 192 ( 3 ) . همان ، ص 250 ( 4 ) . همان ، ص 250 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 141 ، 130 ، ج 2 ، ص 170 ( 5 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 307 ، بلاذرى ، پيشين ، ج 2 ، ص 173 ، قبيلهء بنى طى ، قبيلهء حاتم طايى است كه فرزندش عدى ، از اصحاب رسول الله ، و بعد على عليه السّلام بود كه اينك فرزندش طرماح به خاطر تشيعش چنين پيشنهاد مىكرد . ( 6 ) . اخبار الطوال ، ص 250 ، 251 ( 7 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 176 ؛ اخبار الطوال ، ص 251